سيد علي اكبر قرشي
1073
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
نهل : ( مثل شرف ) و منهل : نوشيدن اوّل : « نهلت الابل نهلا و منهلا : شربت اوّل الشرب » چون شتر يك دفعه آب مى خورد و آنگاه از خوابگاه خود براى نوشيدن ديگر برمى گردد . و نيز به معنى تشنه شدن آيد و آن از اضداد است ، منهل ( مثل محشر ) . مورد آب خوردن و نوشيدن اوّل ، مواردى از آن در « نهج » آمده است ، دربارهء عباد الله الصالحين فرموده : « و ارتوى من عذب فرات سهلّت له موارده فشرب نهلا و سلك سبيلا جددا » خ 87 118 ، گوئى منظور از « نهل » آن است حظّ خود را از عمل صالح چنان به دست آورد كه به عمل ثانى احتياج نشد ، يعنى نوشيد و سيراب شد از آب شيرين و گوارائى كه مواردش بر او آسان شده بود ، به يك بار نوشيد و در راهى كه محكم است ( و قدم در آن به خاك فرو نمى رود ) داخل شد و رفت ، جدد ( مثل شرف ) زمين هموار و سخت كه راه رفتن در آن آسان است . مناهل : محلهاى آب خوردن ، چنان كه دربارهء قرآن فرموده : « و عيون لا ينضبها الماتحون و مناهل لا يغيضها الواردون » خ 198 315 ، قرآن چشمههائى است كه آب كشندگان آب آن را ناقص نتوانند كرد ، و محلهاى شراب است كه وارد شوندگان آبش را پائين نتوانند برد ( نمى توانند ناقص و كم كنند ) نهم : ( مثل عقل ) گرسنگى : افراط در شهوت طعام . دو مورد از آن در « نهج » آمده است چنان كه فرمايد : « منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا » حكمت 457 ، دو نفر گرسنه سير نمى شوند ، طالب علم و طالب دنيا . و نيز در حامل علم پيدا نكردن فرمود : « انّ هاهنا لعلما جما ( و اشار بيده الى صدره ) لو اصبت له حملة بلى اصبت لقنا غير مأمون عليه . . . او منهوما باللذّة سلس القياد للشهوة » حكمت 147 يعنى در سينهء من دانشى است انباشته و متراكم ، ايكاش براى آن حاملانى پيدا مى كردم ، بلى پيدا كردم آدم زودفهمى كه ايمن نيست يا آدمى كه مفرط است در شهوت طعام و لذّت و به آسانى تسليم شهوت مىشود . نهنهه : باز داشتن ، گويند : « نهنهه عن الشى ء : كفهّ عنه و زجره » اين لفظ دو بار در « نهج » آمده است ، اوّل دربارهء طلحه كه مى گفت : خون عثمان را مى خواهم